عاشق که شدی در هیجانی، نگرانی!

عشق است و تو هستی و جهانی نگرانی

عاشق که شدی فرق ندارد که کجا، کِی یا اینکه برای چه کسانی نگرانی!

تا زمزمه‌ی زخمی یک برگ بیاید بر بال نسیمش ننشانی، نگرانی

در باغ اگر چهچهه‌ی چلچله‌ای هست آن را به درختی نرسانی، نگرانی

یک روز می‌آیی به خودت: خسته‌ترینی پیری و شده تازه جوانی نگرانی!

تا خواب ِ که آشفته شود از تب و تابش؟ این بار که افتاد به جانی نگرانی

عاشق که شدی -فرق ندارد که کجا؟ کِی؟ تا صبح قیامت نگرانی...

نگرانی...


دسته ها : شعر
1389/7/9 14:20
X